سومین همایش تجلیل از پیشکسوتان کوهنوردی آمل19 بهمن 1392

19 بهمن 1392

همایش تجلیل از پیشکسوتان کوهنوردی آمل

در تاریخ 15 بهمن ماه سومین همایش پیشکسوتان کوهنوردی آمل توسط هیات کوهنوردی و صعودهای ورزشی و گروه های کوهنوردی آمل با حضور 800 نفر از کوهنوردان به همراه خانواده هایشان برگزار شد.

رضا زارعی، رئیس فدراسیون کوهنوردی کشور، فرماندار و رئیس شورای شهر آمل، معاون اداره کل ورزش و جوانان مازندران، رئیس اداره ورزش آمل، روئسای هیات کوهنوردی و پیشکسوتان استان مازندران در این همایش حضور داشتند.

در این همایش 33 نفر از پیشکسوتان کوهنوردی با دریافت تندیس و پخش کلیپی از فعالیت های کوهنوردی آن ها، مورد تجلیل قرار گرفتند.

رضا زارعی، رئیس فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی نیز یکی از سخنرانان این همایش بود.

یک گروه موسیقی هم با اجرای برنامه هایشان شادی بخش این محفل گرم خانوادگی بودند.

با خواندن سرود «ای ایران» توسط جمع، همایش خیلی با شکوه به پایان رسید.

 

سرما برای قو های مهاجر سمفونی مرگ می نوازند


پیشکسوت یعنی اوج اخلاق و دانایی

پیشکسوت یعنی اوج اخلاق و دانایی

در استقبال از برگزاری سومین همایش تجلیل از پیشکسوتان ورزش کوهنوردی شهرستان آمل

«پیشکسوت» یکی از عبارات مقدس جوامع بشری است. کسی که در کسوتی ، سالها عمر خود را صرف خدمت کرده است.

این عبارت را می توان با عبارات دیگر همنشین و مترادف کرد؛ اما هیچ عبارتی را نمی توان به درستی جای آن گذاشت. مثلا قهرمان، پیشرو، مبتکر، شروع کننده یا هر عبارت دیگر ، تنها بخش کمی از مفهوم بزرگ پیشکسوت را می رساند و لذا پیشکسوت صرفا کسی نیست که سنی از آن گذشته باشد و یا مدت طولانی کار خاصی را انجام داده باشد؛ چرا که مفهوم پیشکسوت با مفاهیم عالی و اخلاقی ملازمت جدی دارد .

از این رو باید پیشکسوتی را درجه ای از اخلاق و دانایی و ثبات قدم دانست . کسی که نه فقط عمر خود را صرف انجام کاری کرده است، بلکه در جریان کار خود، به دیگران آموزش داده و شاگردانی تربیت کرده است، باعث توسعه آن فن یا هنر شده است و ازهمه مهمتر، بزرگی او فقط در بخش فنی نیست، بلکه از نظر اخلاق و رفتار نیز به الگویی تبدیل شده است که وی را قابل احترام و حتی تا حد تقدس می برد.

پوریای ولی، جهان پهلوان تختی و… از جمله مهمترین شخصیت هایی هستند که از میان عامه مردم آنها را گرامی می داریم و مورد ستایش قرار می دهیم هر چند کسی چون شادروان تختی، سن و سال زیادی هم نداشت؛ اما اکنون ، پیشکسوت پیشکسوتان و قهرمان ملی  و الگوی جوانمردی است.

این نکته نشان می دهد که پیشکسوتی لزوما در بند سن و سال نیست و هستند کسانی که با سن کم، پیشرو فن و اخلاق هستند.

فن و اخلاق. این دو کلمه جادویی است که ترکیب آنها می تواند یک پیشکسوت قابل احترام بسازد . صرف داشتن فن ممکن است شهرت بیافریند اما محبوبیت نمی آورد. محبوبیت زمانی می آید که فرد در قلب دیگران بنشیند و گرنه هر قدردانی و تشویق و پاداش مصرف چند روزه خواهد داشت و ماندگار نمی شود.

این است که سخن گفتن از پیشکسوت و مصادیق آن کمی سخت است. که به قول حافظ:

نه هر کس آیینه ساخت، سکندری داند. اگر سه نکته تجربه، تفکر وتوان آموزش را در نظر بگیریم، فقط به بخش فکری و توانایی یدی یک انسان توجه کرده ایم که البته بعد اخلاقی آن باقی خواهد ماند تا تبدیل به یک پیشکسوت بزرگ شود.




با تشکر ازایرج گلشنی

گلگشت خانواده البرز .بازدید از پرندگان مهاجر منطقه سرخرود

                          

                    

                                    گلگشت خانواده کانون کوهنوردان البرزآمل

بازدید از پرندگان مهاجر منطقه سرخرود

جمعه ۲۷/۱۰ساعت ۸صبح مکان هماهنگ حرکت:

 خیابان طالب آملی-خانه کوه-وسیله نقلی شخصی

                        

 

 

خطر در کمین نسل پرندگان مهاجر. فریدون‌کنار و سرخ‌رود

خطر در کمین نسل پرندگان مهاجر فریدون‌کنار و سرخ‌رود

جامعه > محیط زیست - محمدعلی الله‌قلی

 هرسال با شروع فصل پائیز انبوهی از انواع پرندگان مهاجر عمدتا آبزی برای زمستان‌گذرانی به منطقه فریدونکنار و سرخرود مازندران می‌آیند. این پرندگان تا شروع فصل بهار در این منطقه می‌مانند و سپس بار دیگر راهی مناطق شمالی‌تر زمین که در زمستان یخ زده و برای آنها غیر قابل زندگی بوده است، می‌شوند.

ساکنان محلی فریدونکنار و سرخرود از دیر باز به صید پرندگان مهاجر می‌پرداخته‌اند و روشی نیز برای این‌کار ابداع کرده بودند که به وسیله این روش می‌توانستند تعداد مشخصی از مرغابی‌های وحشی را با استفاده از پرواز دادن اردک‌های اهلی به سمت دام‌ها هدایت و آنها را صید کنند. روش دیگری نیز به مرور زمان به این روش اضافه شد که در آن با استفاده از طور و تاریکی هوا پرندگان را صید می‌کردند.

روش دوم در همان اوایل، توسط سازمان حفاظت از محیط زیست ممنوع اعلام شد اما بعد از پیروزی انقلاب، نه تنها ممنوعیت این روش جدید از یادها رفت بلکه روش دیگری نیز که به وسیله یک قفس بسیار بزرگ ساخته شده در حاشیه‌های شالیزار، پرندگان را در تعداد بیشتری نسبت به روش اول صید میکرد به آن اضافه شد.

در این دام - قفس بسیار بزرگ (که قابلیت صید همه انواع پرندگان مهاجر در هر اندازه‌ای را دارد) محل‌هائی تعبیه شده است که در آن پرندگانی جهت جلب توجه پرندگان بیرون از دام در تمام شش ماه صید نگهداری می‌شوند. این قفس‌ها به حدی بزرگ هستند که چند مرد با جثه عادی می‌توانند همزمان و به راحتی درون آنها رفت و آمد کنند.

ادامه نوشته

فراخوان .قوهای مهاجر سرخرود گرسنه اند

20 دی 1392

قوهای مهاجر سرخرود گرسنه اند



انجمن حمایت از پرندگان مهاجر سرخرود، طی پیامی درخواست کمک به تغذیۀ پرندگان مهاجر سرخرود را نموده است. هر سال تعداد فراوانی از پرندگان مهاجر، از جمله قوها مهمان این منطقه هستند که با مشکل کمبود غذا مواجه می شوند. چندی پیش هزار کیلوگرم ذرت توسط چهار نهاد ngoیی انجمن یاوران زمین بابل، انجمن دوستداران دماوندکوه، انجمن یاری به کودکان سرطانی بابل و گروه کوهنوردی آرش کمانگیر بابل، به سرخرود فریدون کنار ارسال گردید.

متن پیام انجمن حمایت از پرندگان مهاجر سرخرود به شرح زیر است:

امروز دوتا قو مرد و دوتا هم درحال مرگ بودن که به خونه آوردم، از امروز خودم رو باید آماده کنم برای این صحنه ها چون دیگه غذا برای قوها تموم شده و با تموم شدن غذا امکان مرگ و میرشون خیلی زیاد میشه، چون تو این زمین هایی که قوها در آن نشسته اند غذای زیادی نمونده تا قوها بخورند.

تشکر می کنم از کسانی که تا به امروز برای خرید غذای قوها به ما کمک کردن، اما کمک ها کافی نبوده و غذا تموم شد.

از تمام طبیعت دوستان خواهش می کنم که به فکر این پرنده های بی گناه باشند و با آوردن ذرت و یا کمک های نقدی به آن ها کمک کنند تا شاهد این گونه صحنه ها نباشیم.

با تشکر
انجمن حمایت از پرندگان مهاجر سرخرود

همچنین همنوردان و دوست داران محیط زیست جهت همکاری در این مورد می توانند با تلفن همراه کانون البرزآمل۰۹۱۹۸۶۳۲۰۲۸تماس بگیرید

زیباترین عکس های طبیعت با کیفیت بسیار مطلوب

 

                    زیباترین عکس های طبیعت با کیفیت بسیار مطلوب


alt

web counter
alt

برای دیدن عکس های بیشتر در ادامه مطلب ببینید.

ادامه نوشته

بقا در کوهستان چرا و چگونه؟


بقا در کوهستان چرا و چگونه؟

کوهستان می تواند بهترین دوست و در عین حال بدترین دشمن انسان باشد. هیچ وقت به جنگ کوهستان نروید. در مواقع بروز خطر در کوهستان، از فکرتان استفاده کنید، برنامه ریزی کنید و خود را زنده نگه دارید و بی هدف انرژی خود را هدر ندهید.

هر موقعیت اضطراری در کوهستان نیازمند کنترل ذهنی کافی بر روی تمامی فعالیت های جسمی است. حفظ و مصرف بهینۀ انرژی بدن و همچنین دمای بدن بسیار حیاتی است.

حفظ دمای بدن ( در سرما و گرما ) مرگ و زندگی شما را تعیین می کند!

سه گام اساسی برای بقا در کوهستان کدام است؟

در شرایط اضطراری ( خرابی هوا، طوفان یا مه غلیظ، صاعقه، بارندگی شدید ) سعی کنید ابتدا خونسردی خود را حفظ کنید و سه مرحله زیر ........در ادامه مطلب کامل بخوانید

ادامه نوشته

گامی فراپیش برای زیستن .احمدپورنجاتی

گامی فراپیش برای زیستن
 
احمد پورنجاتی . روزنامه شرق شنبه ۷/۱۰
 گفته بودی: «گاهی به آسمان نگاه کن!» اما نه، این‌روزها انگاری نه آسمان، دیدن دارد و نه زمین چندان حال و روزی مناسب برای تماشاکردن و خوش‌زیستن! به‌گمانم آنچه در هیاهوی دلمشغولی‌های گونه‌گون سیاسی و اقتصادی جامعه و از این دست گرفتاری‌های بی‌پایان، یا به فراموشی سپرده شده یا اولویت دست‌چندم پیدا کرده، سرنوشت زیستگاه همه ما«ایران» است. زندگی‌کردن یا زنده‌ماندن؟ پرسش اصلی این است!  نادیده نمی‌گیرم که سال‌هاست برای بحران آلودگی هوا و نابودی جنگل‌ها و خشک‌شدن دریاچه‌ها و تغییرات بی‌رحمانه طبیعت اقلیمی سرزمینمان«نالیده‌ایم». همه. دولت و ملت، عالم و عامی. می‌دانم چه نشست‌وبرخاست‌ها و کمیسیون و اجلاس‌ها و شعار و برنامه‌ها و البته بودجه و هزینه‌ها که به نام حفاظت از محیط‌زیست «مصرف و مصروف» فرموده‌ایم اما دریغ از اندکی بهبود در وضعیت بیماری که«مادر» همه ماست، ایران سرزمین ماست.  در این مجال قصد ندارم فهرست بلندبالای چالش‌های زیست‌محیطی کشورمان را به رخ خواننده این نوشته در هرجای این مرز و بوم بکشم.
 از نابخت‌ یاری است یا هر چیز دیگر، انگاری اگر در هر مورد میان برخی استان‌های کشور تفاوت و تبعیض روا داشته شده، در این مورد سهم همه عادلانه منظور شده است: از خشک‌شدن دریاچه ارومیه تا دریاچه هامون، از زاینده‌رود تا دریاچه پریشان و رودخانه کارون، از آلودگی هوای اهواز تا ایلام و تهران و اصفهان و اراک! ما اینک با یک«مساله ملی» مواجهیم؛ مساله‌ای که صغیر و کبیر نمی‌شناسد. اینجا یا آنجا ندارد. مرکزی یا مرزی نیست. فراتر از همه تعلقات منطقه‌ای، قومی، سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و آیینی، زلف سرنوشت امروز و فردای سرزمین و زندگی همه ما و نسل‌های آینده به آن گره خورده است. می‌دانیم که کارنامه فعالیت‌های سودمند زیست‌محیطی بخش‌های دولتی به‌ویژه در چندسال گذشته، خالی است. مصرف اندوه و ماتم و تاسف بر فرصت‌های بربادرفته نیز تاکنون هیچ دردی را درمان نکرده است و می‌دانیم که از اینها بی‌فایده‌تر، بسنده‌کردن به تاکتیک «نق‌زنی و مطالبه‌جویی سیاسی» است که بیشتر به کار کنشگران عرصه سیاست و قدرت می‌آید. پس چه باید کرد؟ این پرسش البته بدیهی‌ترین واکنش هر شهروند ایرانی است که دغدغه «زیست خوب و سرنوشت سرزمین خویش» را دارد. خوشبختانه در این سال‌ها به یاری گسترش آگاهی روزافزون و احساس مسوولیت مدنی در جامعه ما، شاهد تلاش‌های خودجوش پژوهشی، اطلاع‌رسانی و حتی مشارکت در برنامه‌های عملی برای نجات زیست‌بوم ایران از سوی اشخاص و تشکل‌های مردم‌نهاد بوده‌ایم. مهم نیست که این تلاش‌ها تا چه حد از سوی متولیان به‌شایستگی مورد استقبال قرار گرفته یا چه دستاوردی داشته است. آنچه اهمیت و ارزش دارد، احساس و انگیزه تعلق خاطر به سرنوشت زیست بوم مشترک ما«ایران» است و اینک، آنچه به‌عنوان فراخوان«بار دیگر سرزمینی که دوست می‌دارم»، از سوی جمعی از اهالی فرهنگ و هنر و رسانه پیشکش هموطنان شده، گامی فروتنانه است فراپیش برای دعوت به همکاری و مشارکت عملی داوطلبانه در یک کنش ملی. «یارانه ما پیشکش زنده‌ماندن سرزمین ما»! مهم‌ترین ویژگی این تلاش داوطلبانه در ناوابستگی و استقلال آن است، چه از دستگاه‌های دولتی و چه از جریان‌های سیاسی و حزبی و از اینگونه مرزبندی‌ها. هرکس که ایرانی است و سرزمین خود را دوست می‌دارد و به زندگی امروز و فردای خودش می‌اندیشد، می‌تواند به این فراخوان پاسخ مثبت دهد.  البته نقش نهادهای مدنی و تشکل‌های صنفی و مردم‌نهاد در همبستگی با اینگونه تلاش‌ها بسی کارساز و شتاب‌دهنده است. اینک نوبت متولیان رسمی و دولتی است که عزم واقعی خود را برای پرداختن به یک مساله ملی که زیستگاه ایران و زندگی ایرانیان را به چالش کشیده است، به نمایش بگذارند. اگر آنچنان باشد که از همدلی‌ها و وعده‌های سرکار خانم دکتر ابتکار، معاون محترم رییس‌جمهور و رییس سازمان حفاظت از محیط‌زیست شنیده‌ام و اگر پشتیبانی رییس‌جمهور محترم نیز فراهم باشد که در شعارهای انتخاباتی خود به این مهم پرداخته‌اند، امید می‌رود گامی فراپیش برداشته شود.
نقل از روزنامه شرق شنبه۷/۱۰

« لالایی ها و شادرنج های سرزمین مادری ».سیروس غلامحسین زاده

لالایی ها و شاد رنج های سرزمین مادری (1) @ سیروس غلامحسین زاده
 
"به نام خدا"
 
 آنچه می خوانید " لالایی ها و شاد رنج های سرزمین مادری " نام دارد، که هر واژه اش، دارای اسم، رسم، شناسنامه و جغرافیاست. تا آن جایی که یادم هست، آمار نشان می‌دهد که هر یازده دقیقه یک زبان در دنیا می‌میرد. پس بیاییم با احترام نگاهی به این کلمات داشته باشیم و در راه زنده نگاه داشتن فرهنگ نیاکانمان، که با ما عجین شده، کوشش داشته باشیم.
ارادتمند: س.غ (کوله قرمزی)
 
 « لالایی ها و شادرنج های سرزمین مادری »

قفل به درِ خونه می‌زد تا راهی ییلاق شود.

قفل لوله‌ای، کلیدی میخ مانند دارد. سری گرد با شیاری پیچکی، جای دست حلقوی که می توان در نگهداریش، چارقدگوشی را در آن عبور داد و به هم گره بست. چپ و راست که بچرخانی باز و بسته می‌شود. هر دو دستش روی قفل و دماغۀ در بود که شیهۀ کهر را شنید. رو که برگرداند، اسب را چراغ پا بالاسرِ غریبه ایستاده دید. با دیدارِ این صحنه چیزی به یادش آمد که در اتاق جا مانده بود. زن نصفِ زمان را با چرخاندنِ کلید در بستنِ قفل رفته بود که با چراغ پا شدنِ کهر، کلید را برگشت داد به باز شدنِ قفل. درِ بزرگ را تا پای کاتی1 باز گذاشت و بعد کله در2، که با صدای جیرجیرش به آرامی چسبید به تنِ درِ بزرگ و آروم شد. زن با کلوش3 پا بر تنِ لختِ اتاق گذاشت. دریچه بسته بود و اتاق نیمه تاریک. زن پادری سنگ را کیپِ پای در کرد تا نیم‌لا نشود. حالا نور کافی‌ست و به چشم میدان می‌دهد.
کفِ اتاق با سرگین اسب و گاو، و خاکِ مخصوص، گِل‌گوئی4 شده‌ست. کاتی‌ی پشتِ در، با شیش پله سر به بام‌راهی و پای در چاله‌ی گل‌گوئی دارد. کنارش چند چاله چوله ردیف، جای کلا و گمه5، و صندوقِ چوبی روی چهارپایه‌اش ایستاده بر سه کنجی‌ی دیوار. دیوارِ روبروئی آئینه‌ای گرد را در بدنه‌ی خود فرو برده دارد. کنارش، چوب ته‌دانه6‌ای نقش و نگار دار چون « ان یکاد » برای چشم زخم آویخته به میخ. روی چوب‌فرشی چند نمد، دواجِ7 دودخورده‌ی پارچه کرباسی، جاجیم و شاه‌پتوی نیمه پارۀ زلزلۀ سی و شش آویزانه. کیپِ دیوار روبروی نورگاهی، چورَفِ بزرگی، از دو طرف، سر در دلِ دیوار دارد. بر تختش چراغ زنبوری، اره، چکش، قندانبور، چای‌دونِ حلبی، کشکولِ پیت پینه8، جاسوزنی و دکمه جات، پیتِ کوچکِ نفت، چندی بطری شیشه خالی، طبله کارتن، نعل پاره و خرت و پرت... پی کله9 هم کلوخه‌ای نمک، سه پایه و ماشه‌ی اجاق، دو نعلِ اسبِ کهنه، چراغ موشی10 و فانوسی دود خورده و سیاه که گوشه‌ی دسته‌اش، میرکائی11 آبی به چشم می آید. بالاتر از پی کله، دو چوب میخِ کوتاه و نازک فرورفته در دیوار که تخته چوبی رویش نصب شده. روی آن دو عدد تش‌قِطی12 و کلوخۀ صابون سفیدِ پَهلَوی، و سه تا هم رخت‌شورِ قهوه‌ای رنگِ "مرمر" به چشم می‌آید؛ و دو میخ در دو طرفش، یکی برای آویزان کردنِ شورماهی و دیگری برای کیسه‌ی کوچک گلپر.
در که همان اول باز شد، نور جلو افتاد، خورد به دیوارِ زرد و سفیدِ روبروئی و بعد، اریب پیچید خورد به پرده‌ی دغلیز13. زن پرده را بالا زد. اول نور سُرید داخلِ دغلیز، و بعد روشنائی ی چشمِ زن. دست پیش برد به نرمی و خنکی‌ی لامپای شیشه‌ای داد. زن چابکی‌اش را شتاب داد تا رسیدنِ شوهرش آماده باشد. شوهرش رفته بود خونۀ آسید اسدالله تا هم دستِ خداحافظی دهد، هم خبرِ ساعت‌خِشی14. دو روز پیش رفته بود ده شهنه‌کلا، پیشِ شیخ رمضون‌علی ساعت ببیند. شیخ برای ساعت‌وِجینی کتاب تقویم باز کرد و با چند بار قمر در عقرب خواندن، دو روز هفته را سفر کردن خوش دانست. زن که بیرون می‌آمد، شوهرش رسیده بود پایِ کنا15.
-این چیه حلیمه به گردن آویختی؟
-لامپای کوه شیشه نداره.
-تو همش بشکن!
-هه! پرزنِ کرکِ16 اسحاق خان بود. سَرِِ جافِزِع17 پرید روی لامپا شیشه را خورد کرد.
-ای مرغ! بخشکه اون تخم دونت!
حلیمه در حالی که شکم را تو برده بود تا کیف کوچکِ چرمی و سگک دارش را از لای چادرپیچ کمرش بیرون بیاورد گفت: اسحاق! بپته‌پلا18 و پرت و پلا؟! یادت رفته؟ همین دیروز، سرِ چاشت، یعقوب که پای عجله داشت، دستش را گرفتی، آوردی، گفتی کالچرمت19 خشکه، همین جا کنارِ سفره بشین؟! آنی دو مرغانه زدم لبه‌ی تابه، ریختم توی روغن، جزجز پشت و رو کردم آوردم سرِ سفره؟! چه ایرادی داره که آدم کمی دنبه داشته باشه تا بتونه خودش رو سرخ کنه. ناشکر نباش مرد! چیزی نمانده که آردِ کچلاب20 هم پیدا نشه.
-زن! چیزی سر زبونم بود پروندم.
حلیمه که کلید داخل کیف جای می‌داد گفت: این جوری نپرون مرد! خدا را قهر می‌گیره.
-حلیمه! راه دشمنه. وقت رو هدر نده. ....
 
ادامه این داستان را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه نوشته

آشنایی با منطقه گلگشتی آبشارلوه در مینو دشت استان گلستان

             
             آشنایی با منطقه گلگشتی آبشارلوه در مینو دشت استان گلستان
 
آبشار لوه مينودشت در موقعیت جغرافیایی E553959 N372120 در استان گلستان واقع است. آبشار لوه در 20 کیلومتری مینودشت  و در 5 کیلومتری جاده اصلی گلستان - مشهد و در کنار روستایی به همین نام و در جنگلی انبوه با درختان پهن برگ واقع شده است . همجواری آبشار با پارک جنگلی گلستان ارزش ویژه ای به آن بخشیده است .مینودشت آبشارهای متعددی دارد که در این میان آبشار لوه با 75 متر ارتفاع از آبشارهای دیدنی و کم نظیر استان گلستان و در روستای لوه است. 


طبيعت زيباي گلستان ديدني هاي بسياري دارد ولي جنگل زيباي لوه و آبشار آن چيز ديگري است که تنها با حضو و لمس آن مي توان لذت واقعي طبيعت اين منطقه را درک کرد. اين آبشار در روستايي به همين نام در بيست کيلومتري شرق مینودشت واقع شده و هرساله بازديد کنندگان بيشماري دارد. آبشار لوه در امتداد يک شيب پلکاني به صورت طبيعي از صخره ها فرو مي ريزد و داراي پنج طبقه ست که در داخل دره اي به عمق 35 متر و پوشيده از درختان جنگلي از قبيل ممرز، افرا توسکا واقع شده و در فصول بهار و تابستان، محيط زيبايي براي استراحت مشتاقان طبيعت فراهم مي کند. همجواري اين آبشار با پارک ملي گلستان و بزرگراه ارتباطي مشهد مقدس، ارزش توريستي ويژه اي به آن بخشيده است.



ادامه نوشته

یلدا رفتن از هزاررنگی پاییزبه یکرنگی زمستان.(کانون کوهنوردان البرزآمل)

                     یلدا رفتن از هزاررنگی پاییزبه یکرنگی زمستان

dsTAwfYrqh.jpg 

یلدا یعنی خوردن هندوانه تو شب آخر پاییز /

یلدا یعنی لذت بردن از جدا کردن یاقوت های منظم از پوستش/

حافظ را یاد کردن /

شاید فرصتی برای آشتی/

 شاید زنگ هشداری برای دانستن نعمت عمر /

 یلدا یعنی چسبیدن به شومینه /

 باریدن مروارید از اسمان /

یعنی تداعی یک خاطره با هم بودن در بلند ترین شب سال /.

 تجسم کردید؟ !           یلدایتان مبارک

                                        روابط عمومی کانون کوهنوردان البرزآمل

                                                  

یادداشتی از عباس محمدی/ جامعه‌ی کوه‌نوردی، سرمایه‌ی اجتماعی برای دفاع از طبیعت

سه شنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۰۲:۰۹

امروزه در ایران صدها هزار نفر، به شکل‌های گوناگون و در سطح‌های بسیار متفاوت، به کم و زیاد کوه‌پیمایی یا کوه‌نوردی می‌کنند. می‌توان گفت که فصل مشترک همه‌ی این کوه‌پیمایان و کوه‌نوردان، "طبیعت‌دوستی" است که البته شدت آن در افراد مختلف، متفاوت است، اما در هر صورت بعید است که کسی به کوه برود و از این ویژگی بی‌بهره باشد.

بخش مهمی از طبیعت ایران، یعنی آن پهنه‌هایی که در تولید و ذخیره‌سازی آب، در فراهم‌سازی بستر تنوع زیستی، در عرضه داشتن چوب و علوفه و کانی‌ها، و در پدیدآوری کانون‌های تمدنی و فرهنگی نقش تعیین کننده دارند، محیط‌های کوهستانی هستند. در عین حال، همین محیط‌ها، جایگاه شدآمد انبوه کوه‌نوردان است.

 

امروزه، نه تنها بنگاه‌های اقتصادی و دستگاه‌های اجرایی مسوول طرح‌های عمرانی، بلکه حتی نمایندگان مجلس که سوگند خورده‌اند مدافع حقوق "ملت" (شامل نسل‌های امروز و فردا) باشند، هم مدام در پی تصاحب و تخریب یا دخل و تصرف غیرمسوولانه‌‌ی عرصه‌های طبیعی هستند(1). در این شرایط، نیروهای مردمی هستند که می‌توانند نقش تعیین‌کننده‌ای در جلوگیری از این تهاجم گسترده به دارایی‌های طبیعی و ملی کشور داشته باشند. در میان نیروهای مردمی، کوه‌نوردان به خاطر علاقه‌ی ذاتی‌شان به طبیعت و به دلیل آن که از نزدیک شاهد تغییر وضع محیط‌های طبیعی هستند، می‌‌توانند بسیار موثر باشند. در عین حال، روحیه‌ی اجتماعی کوه‌نوردان (به‌ویژه آنان که در سازمان‌های کوه‌نوردی کار می‌کنند) این گروه را جزو فعال‌ترین قشرهای مدافع محیط زیست قرار داده است.

 

این واقعیت سبب شده که جامعه‌ی کوه‌نوردی، در سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان یک گروه اجتماعی بسیار فعال در کارزار دفاع از طبیعت شناخته شود. با تغییراتی که در مدیریت این سازمان در دولت جدید رخ داده، و به دلیل رویکرد مثبت خانم ابتکار (رییس سازمان) و چند نفر از مشاوران و معاونان ایشان به سازمان‌های مردم‌نهاد (سمن‌ها)، به نظر من، وظیفه‌ی جامعه‌ی کوه‌نوردی سنگین‌تر شده است. ما نمی‌توانیم فقط به استفاده از کوه‌ها بسنده کنیم؛ آن "حق" که ما کوه‌نوردان در استفاده از طبیعت برای خود قائلیم، این "وظیفه" را نیز فرا روی ما می‌گذارد که در حفاظت طبیعت بکوشیم و از تخریب و آلوده‌سازی آن جلوگیری کنیم.

 

در نشستی که نمایندگان سمن‌های زیست‌محیطی در روز 12 آذر با خانم ابتکار داشتند، از سوی گروه دیده‌بان کوهستان، ده پیشنهاد به شرح زیر، به عنوان راهکارهایی در جهت ایجاد ساختار لازم برای جلب و تعمیق مشارکت مردمی در حفاظت محیط زیست، به ایشان ارایه کردیم. در این‌جا مایلم از گروه‌ها و باشگاه‌ها و فدراسیون کوه‌نوردی درخواست کنم که بیاییم از سمت خودمان هم گام‌های عملی برای شکل گرفتن این مشارکت برداریم و سرمایه‌ی اجتماعی بزرگ خود را در خدمت حراست از سرمایه‌های طبیعی‌مان به کار گیریم. در عین حال، همه می‌توانند با پیشنهادها و نقدهای خود، این طرح اولیه را غنی‌تر سازند.

 

پیشنهادها به خانم ابتکار:

1- سازمان حفاظت محیط زیست با گفتگو در هیات دولت، شرایط تاسیس و فعالیت سمن‌ها را ساده، و شرایط تعلیق یا تعطیل ساختن آن‌ها را دشوار و منوط به حکم قابل تجدید نظر دادگاه نماید.

2- سازمان، روشی‌ را که در دوره‌ی پیشین ریاست شما داشت، و راسا به سازمان‌های غیردولتی زیست‌محیطی مجوز فعالیت می‌داد، ادامه دهد.

3- انجام تعامل لازم با مجلس و نمایندگان سمن‌ها، از سوی دولت برای تصویب "طرح تاسیس و فعالیت سازمان‌های مردم‌نهاد" به گونه‌ای که حداکثر امکان فعالیت بی‌دغدغه و موثر را برای سمن‌ها فراهم سازد.

4- ارایه‌ی لایحه از سوی دولت به مجلس برای اصلاح قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست، و نظرخواهی از سمن‌ها برای این کار، و تغییر ترکیب شورای عالی حفاظت محیط زیست به گونه‌ای که نمایندگان سازمان‌های غیردولتی و همچنین نمایندگان قوه‌های قضاییه و مقننه و دانشگاهیان هم در آن شورا عضویت داشته باشند.

5- اجرای طرح‌های "حفاظت مشارکتی" در منطقه‌های چهارگانه و همچنین در دیگر منطقه‌ها، با دخالت موثر سمن‌ها و مردم محلی.

6- شرکت دادن چند نماینده از سمن‌ها در "کمیته‌ی ارزیابی اثرات محیط زیستی" سازمان.

7- به کار گرفتن سمن‌ها در بازرسی و پایش طرح‌های صنعتی و عمرانی برای ارزیابی زیست‌محیطی آن‌ها، از سوی سازمان.

8- مشارکت دادن سمن‌ها  در کمیته‌های تصمیم گیرنده درباره‌ی فضاهای سبز شهری، حمل و نقل شهری، و محیط‌های طبیعی اطراف شهرها.

9- به کارگیری سمن‌ها در فعالیت‌ها و طرح‌های سازمان، مانند تهیه‌ی گزارش پیامدهای زیست‌محیطی طرح‌های عمرانی، ارزش‌گذاری محیط زیست، سرشماری حیات وحش، تهیه‌ی گزارش از تغییرات جنگل و مرتع و رودخانه و تالاب، احیای محیط‌های تخریب شده، مهار آتش‌سوزی در طبیعت، و... .

10- برگزاری جشنواره‌های سالانه یا دوسالانه برای معرفی، تقدیر، و حمایت مادی و معنوی از سمن‌هایی که فعالیت برجسته در کمک به حفظ محیط زیست داشته‌اند.

 

پی‌نوشت

1) برای مثال نگاه کنید به یادداشت من با عنوان "مجلس و محیط زیست" که در سبزپرس  26/12/90 درج شده است

یادداشت از عباس محمدی/مدیر گروه دیده‌بان کوهستان انجمن کوه‌نوردان ایران

حذف 9 پلنگ در 9 ماه؛ انقراض 500 پلنگ در چند ماه؟

حذف 9 پلنگ در 9 ماه؛ انقراض 500 پلنگ در چند ماه؟


حذف 9 پلنگ در 9 ماه؛ انقراض 500 پلنگ در چند ماه؟



یک پلنگ به طور متوسط هر هفته از طبیعت ایران حذف می شود. بر اساس مستندات سال 92 یکی از بدترین سالها برای پلنگ ایرانی بوده چرا که در کمتر از 9 ماه گذشته 9 قلاده از این گونه ارزشمند تلف شده است. برآوردها حاکی از وجود تنها 500 قلاده پلنگ ایرانی است که در خوشبینانه ترین حالت با روند کنونی در حدود 20 سال آینده این گربه زیبا نیز مانند هم خانواده هایش برای همیشه از طبیعت کشور حذف می شود.

به گزارش خبرنگار مهر، بسیاری از کارشناسان و مسئولان محیط زیست در پی حرکتهای مدنی که در سال جاری در اقصی نقاط کشور در حمایت از طبیعت کشور رخ داد و مردم کشورمان به بهترین و قانونی ترین شکل مطالبات زیست محیطی خود را چه در ارومیه و  کارون و  زاینده رود و چه در اراک و زنجان به گوش مسئولان رساندند سال 92 را سال بیداری زیست محیطی در کشور عنوان می کنند.

حیات وحش کشور همچنان از بیداری زیست محیطی بی بهره اند

این بیداری ناشی از ملموس شدن چالشهای زیست محیطی در زندگی روز مره مردم  است. شاید تا چندین سال پیش هرچه متخصصان این حوزه فریاد می زدند که نباید با سد سازی در بالادست تالابها و دریاچه ها آب این اکوسیستمها را برای مصارف شرب و صنعتی اختصاص داد بسیاری چنین دیدگاهی را فانتزی و حتی خنده دار می پنداشتند اما امروز وقتی درپی بارندگی هزارن نفر به دلیل مشکلات تنفسی راهی بیمارستان می شوند این مردم خوزستان هستند که خود با اعتراضهای مدنی مانع از انتقال آب کارون به جای دیگر می شوند.

در مورد حیات وحش اگرچه نباید اقدام شایسته دامدار لرستانی در خودداری از شلیک به پلنگی که موجب اتلاف تعدادی از دامهایش شده ...........درادامه مطلب بیشتر بخوانید.

ادامه نوشته

وگرافی رضا زارعی (رئیس فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی ایران)

بیوگرافی رضا زارعی (رئیس فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی ایران)

بیوگرافی

متولد : 15 تیر 1348
عضو گروه کوهنوردی آرش از سال 1373
 
صعودها:
صعود قله راکاپوشی 7788 متر –  1376
صعود اورست تا ارتفاع 7900 متر – 1377
صعود قله مون بلان 4807 متر – 1378
صعود قله چوآیو 8201 متر – 1379
صعود شیشاپانگما7027 متر تا کمپ سوم 7300 متر – 1379
صعود قله ماکالو8463 متر –  1380
صعود قله لوتسه 8516 متر – 1381
صعود قله خان تنگری 7010 متر- 1381
صعود قله اسپانتیک 7027 متر- 1382
صعود دیران پیک تا ارتفاع 5500 متری - 1383
صعود قله اسپانتیک 7027 متر - 1383
صعود قله اورست 8848 متر - 1384
صعود قله آرارات 5136 متر - 1385

مدارک کوهنوردی:
مربیگری درجه 3 سنگنوردی - 1377
مربیگری درجه 3 یخ و برف - 1377
مدرک صعودهای سرطنابی (فرانسه) – 1378
مدرک صعود مسیرهای دشوار (فرانسه) – 1378
مربیگری درجه 2 یخ و برف – 1379
مربیگری درجه 2 سنگ نوردی – 1380
مربیگری درجه1 سنگ نوردی – 1384
مربیگری درجه 1 یخ و برف – 1385
فعالیتهای تشکیلاتی:
عضو گروه کوهنوردان آرش از سال 1373 
عضو کارگروه کوهنوردی اتحادیه جهانی کوهنوردی 88 تا 91
عضو سازمان GHM(صعودهای بلند کشورفرانسه) از طریق انجمن کوهنوردان
دبیر کارگروه هیمالیانوردی فدراسیون - 79 تا 84 
مسئول کارگروه کوهنوردی فدراسیون - از سال  86 تا 90
مسئول کارگروه آموزش فدراسیون در سال90
با تشکر از کوه نیوز

از دست دادن بیش از حد آب بدن، خطری برای کوه‌نوردان


از دست دادن بیش از حد آب بدن، خطری برای کوه‌نوردان / پیشگیری و درمان چاپ
یک‌شنبه، ۲۴ آذر ۱۳۹۲

«اسهال مسافرتی» یکی از مهمترین مشکلات پزشکی برای راهپیمایان و کوه‌نوردان می‌باشد. با وجودی که جزئیات داده ها هنوز تحت بررسی است، امّا از دست دادن آب و الکترولیت ها بطور مشخصی سبب ضعف در آمادگی بدنی شده و دهیدراتاسیون، خطر ابتلا به بیماری حاد ارتفاع ( AMS)، ترومبوزیس یا تشکیل لخته/ ترومبوآمبولیسم، سرمازدگی و سایر بیماریهای مرتبط با ارتفاع یا سرما را افزایش می‌دهد. بنابراین تاکید می‌گردد که کوه‌نوردان باید از ابتلا به اسهال مسافرتی در حد امکان دوری بجویند و نهایتاً علائم آن درمان شود.

نقل از:فدراسیون کوهنوردی و صعود های ورزشی

 

فلسفه کفشدوزک ذهن را به نهایتی می رساند.

 

                                         

کفشدوزکی را در کف دست خود نگه دار. او به راه خود می رود تا آنگاه که به سر انگشتانت می رسد. 

اینجا نهایت حرکت اوست. اینجا مرز است. می ایستد. اندکی مکث می کند و سپس به ناگهان بال هایش را گشوده و پرواز می کند.

فلسفه کفشدوزک ذهن را به نهایتی می رساند.

تصمیم با کفشدوزک است که بماند، دور خود بچرخد، مسیر رفته را برگردد، پرواز کند و یا حتی سقوط....

روز کوهستان، روز تجدید پیمان!

ما کوه‌نوردان می‌توانیم روز جهانی کوهستان را روزی بدانیم برای تجدید پیمان میان خودمان به منظور حفاظت و حمایت از محیط‌های بی‌مانندی که رنگ و شور زندگی‌مان را مدیون آن‌ها هستیم.

International Mountain Day in Iran

از سال 2003، روز یازدهم دسامبر از سوی سازمان ملل، "روز جهانی کوهستان" نامیده شده است. هدف از این نام‌گذاری و اجرای برنامه‌های گوناگون به این مناسبت، دامن زدن به بحث‌ اهمیت کوهستان در چرخه‌ی حیات است. کوه‌ها، تامین‌کننده‌ی بخش بزرگی از آب شیرین جهان، فراهم‌کننده‌ی مواد  معدنی و چوب، پناه‌دهنده به حیات وحش، ایجاد کننده‌ی جریان‌های هوایی، پدید آورنده‌ی فرهنگ‌ها و خرده‌فرهنگ‌های ارزشمند، و  بستر انواع ورزش‌ها و تفریح‌های طبیعی هستند.

 با تمام ارزش‌هایی که کوه‌ها برای "زیست پایدار" جامعه‌های انسانی دارند، اما انواع بهره‌برداری‌ها و برنامه‌های عمرانی بی‌ملاحظه سبب تخریب و آلودگی این سرمایه‌های گرانفدر و بی‌جایگزین شده است. برای نمونه، در ایران استفاده‌ از جنگل‌‌ها و مراتع های کوهستانی در حد بالاتر از ظرفیت تحمل آن‌ها، برای چراندن دام و برداشت چوب و بوته، موجب فرسایش شدید خاک شده که این خود به ناباروری خاک، بروز سیل‌های ویرانگر، تخریب بستر رودها، پر شدن مخزن سدها و کوتاه شدن عمر مفید آن‌ها شده است. همچنین، طرح‌های پرشمار سد سازی که بی توجه به ملاحظات زیست‌محیطی و بسیار فراتر از نیاز کشور به این سازه‌ها، اجرا شده یا در دست اجرا هستند، سبب نابودی مراتع و جنگل‌های کوهستانی، تغییر مخرب بوم‌سازگان (اکوسیستم) رودخانه‌ها، تغییر سامانه‌های دیرپای بهره‌برداری از آب رودها، بروز اختلاف‌های محلی و منطقه‌ای، خشک شدن تالاب‌ها، و مشکلات دیگر شده است.

عباس محمدی.سایت دیده بان کوهستان

 

محیط زیست، عقلانیت و چالش با پیچیدگی - بخش نخست

 آذر 1392

محیط زیست، عقلانیت و چالش با پیچیدگی - بخش نخست

ابوالفضل وطن‌پرست، فعال محیط زیست و عضو جمعیت داوطلبان سبز

یک خبر کوتاه این است: «اهالی 408 روستای خراسان جنوبی هر 2 هفته یک تانکر آب آشامیدنی سهمیه دارند تا از این طریق حوائج مورد نیاز خود، از جمله تشنگی را برآورده کنند... . یکی از اهالی روستای نوغابچیک می‌گوید: ما آب آشامیدنی نداریم چه رسد به آب کشاورزی؛ قنات‌های ما همه خشک شده‌اند.» (همشهری 28 مهرماه 92 ص 14)

خبر دیگر: «بیش از یک میلیون هکتار از اکوسیستم‌های جنگلی بلوط زاگرس به پدیدۀ زوال (خشکیدگی) مبتلا شده اند. به گفته وی [مهدی پورهاشمی]، کانون‌های بحرانی این پدیده به ترتیب رویشگاه‌های جنگلی استان‌های ایلام و فارس هستند و بعد از آن استان‌های لرستان، چهار محال و بختیاری، کهکیلویه و بویر احمد و کرمانشاه قرار دارند... . آن چه در زاگرس اتفاق افتاده مجموعه عواملی نظیر چرای بی رویۀ دام، بهره‌برداری‌های بی‌رویۀ دام از جنگل و بستر نامناسب جنگل است، این عوامل از یک سو زمینۀ بروز پدیدۀ خشکسالی بلوط‌ها را فراهم کرده و از سوی دیگر خشکسالی‌های پی درپی سال‌های اخیر و ریزگردها به ظهور این پدیده دامن زده است. (همشهری 28 مهرماه 92 ص 7)

و خبر دیگر این که: آسمان پایتخت در مهر ماه 92 حتی یک روز پاک به خود ندیده است. پایتخت‌نشینان از ابتدای فصل پاییز تا روز 23 مهر ماه، 19روز هوای ناسالم استنشاق کرده‌اند. این گزارش حاکی است پاییزیِ مملو از آلودگی در پیش خواهیم داشت... . اگر جوِ هوای کشور رو به پایداری بگذارد وضعیت آلودگی هوا به مرحلۀ هشدار و بحران می‌رسد. (همشهری 28 مهرماه 92 ص 3)

و یک خبر کوتاه در گوشۀ گمشده‌ای از روزنامه می‌گوید: حجم آب 68 سد کشور تا پایانِ هفتۀ گذشته به کمتر از 30 درصد ظرفیت مخزن این سدها رسید و فقط 3 سد کشور پر آب است. (همشهری 28 مهرماه 92 ص4)

نکته اول: همۀ این خبرها از یک روزنامه و در یک روز نقل شده است. خبرها عینا نقل قول شده‌اند و نویسنده چیزی را جابه‌جا نکرده است.

نکته دوم: اخبار از یک صفحۀ ویژه نقل نشده اند و در تمام صفحات این روزنامه (همشهری 28 مهر 92) پراکنده‌اند.

مدعای اول: محیط زیست و همۀ ابعاد آن، امری .......

در ادامه مطلب کامل بخوانید.

ادامه نوشته

رضا زارعی، رئیس فدراسیون کوهنوردی شد

19 آذر 1392

رضا زارعی، رئیس فدراسیون کوهنوردی شد

 

صبح امروز، سه شنبه ۱۹ آذر ماه، مجمع انتخاباتی فدراسیون کوهنوردی با حضور بیشتر اعضای آن برگزار شد و در نهایت رضا زارعی به عنوان رئیس فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی انتخاب شد.

به گزارش روابط عمومی فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی، در این مجمع که به ریاست دکتر سجادی، معاون توسعۀ ورزش قهرمانی وزارت ورزش و جوانان و با حضور افشار زاده، دبیر کمیتۀ ملی المپیک، همراه بود پس از توضیحات رئیس مجمع در خصوص فرایند برگزاری انتخابات، به هر یک از نامزدها ۱۰ دقیقه فرصت داده شد تا برنامه‌های خود را معرفی کنند.

نامزدها به ترتیب حروف الفبا به ایراد سخن پرداختند و در جریان این بخش، آقایان همایون بختیاری و حمید مساعدیان انصراف خود را اعلام کردند. پیش از آن نیز خانم منصوره گرجی و آقایان نیکخواه، بهادرانی و کوچکی نژاد انصراف خود را اعلام کرده بودند که در نهایت ۵ نفر در بخش نهایی انتخابات حضور داشتند.

بر این اساس رای گیری از اعضای مجمع برای انتخاب نامزد مورد نظرشان از میان آقایان رضا زارعی، مهدی داورپور، حسین رضایی، کاوه کاشفی و مهدی هنرمند صورت گرفت که به ترتیب زارعی ۱۹ رای، داورپور ۱۲ رای، کاشفی ۷ رای و رضایی یک رای را به خود اختصاص دادند.لذا با توجه به این که نفر منتخب می‌بایست نصف به اضافۀ یک رای از مجوع آرای حاضرین را به خود اختصاص دهد، فرایند انتخابات بین دو فردی که بیشترین رای را آورده بودند، به دور دوم کشیده شد.

در دور دوم نیز رضا زارعی با به دست آوردن ۲۹ رای و  مهدی داورپور ۱۰ رای را به خود اختصاص دادند و در نهایت رضا زارعی برای چهار سال آینده به عنوان رئیس فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی انتخاب شد.

پس از برگزاری مجمع، نشست خبری رئیس منتخب فدراسیون در زمانی کوتاه و عجالتا با حضور خبرنگاران حاضر در مجمع برگزار شد و رضا زارعی به سئوالات آنان پاسخ گفت.

اما پیش از انتخابات شنیده شد که محمود شعاعی از شرکت در انتخابات انصراف داده است و استعفای رسمی خود را از کاندیداتوری ریاست فدراسیون کوهنوردی به معاونت ورزش قهرمانی وزارت و ورزش و جوانان تسلیم کرد . وی دو شغله بوده و در پی اعتراض جمعی از مسئولان و مربیان و ورزشکاران این ورزش، از شرکت کردن در انتخابات کناره گیری کرد.

بر اساس گفتۀ یکی از مسئولین امور مجامع ورزش قهرمانی، این استعفا به دفتر معاونت وزیر تقدیم شده و اعلام رسمی آن در ساعت ها یا روزهای آینده صورت خواهد گرفت.

شعاعی که بازنشستۀ نیروهای مسلح می باشد بنا به قانون ممنوعیت کار بازنشسته ها و دوشغله ها، نیاز به تائیدیۀ هیات دولت داشت تا بتواند در انتخابات ریاست فدراسیون شرکت کند؛ امری که در هفته های گذشته به شدت در تکاپوی آن بود و ظاهرا لابی های موثری نیز در این زمینه با برخی مسئولین وزارت ورزش ایجاد کرده بود. اما این مسئله موجب اعتراض وسیع افراد مختلف از جامعۀ کوهنوردی شد که به عملکرد فدراسیون کوهنوردی در سال های اخیر اعتراض جدی داشتند؛ اعتراضی که در قالب مقاله ها، مصاحبه ها، وبلاگ ها و نامه های سرگشاده  به وزیر ورزش فعالانه ابراز شد و موجب گردید مسئولین وزارت ورزش در حمایت خود از شعاعی تجدید نظر کنند.

 

کلیو کوپر هنرمندی است که آثار حیرت انگیزی با استفاده از هندوانه خلق میکند.

 

کلیو کوپر هنرمندی است که آثار حیرت انگیزی با استفاده از هندوانه خلق میکند. این متخصص در مجسمه سازی با خوردنی ها در دوران هالویین سرش بسیار شلوغ است و سفارشات زیادی دارد.

ادامه نوشته

چه کسی نباید رییس شود؟! (عباس محمدی)

پنجشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۱۳:۵۳

چه کسی نباید رییس شود؟! (عباس محمدی) - انتخابات ریاست فدراسیون کوه‌نوردی نزدیک است؛ شاید در این مجال کوتاه که تا "انتخاب" رییس جدید مانده، فایده‌ای نداشته باشد که تکرار کنیم: باید ساختار این انتخابات – که لازمه‌ی نخست آن، تغییر اساسنامه‌ی فدراسیون‌ها است- دگرگون شود تا ورزش ما گامی در جهت غیردولتی شدن بردارد. اما می‌توان، چنان‌که عادت ما شده، گفت: بهتر است به جای رویاپردازی و توصیف "بهترین" رییسی که می‌خواهیم، درباره‌ی "بهترین گزینه‌ی ممکن" گفتگو کنیم.

با این پیش‌فرض، بیاییم دست برداریم از این تفکر که رییس باید ارتباط‌های خوبی با "بالایی‌ها" داشته باشد تا بتواند خوب بودجه بگیرد؛ یا رییس باید در پاره‌ای نهادها عضویت داشته باشد تا دیگران از او حساب ببرند و بتواند حق کوه‌نوردی را بگیرد؛ یا مدیری قوی در بخش‌های سیاسی و اقتصادی دولت باشد؛ یا حتی این که کوه‌نوردی قَدَر و آشنا با مسایل فنی این رشته باشد.

تصویر: عباس محمدی (رئیس اسبق انجمن کوهنوردان ایران)

چرا نباید چنین تفکری داشته باشیم؟ در زمینه‌ی چهار موردی که در بالا گفتم، به ترتیب، برای این که:

1- نظام بودجه‌گیری، نظام غلط و فسادآوری است. تناقض‌آمیز می‌نماید، اما حقیقت دارد (و دستگاه اجرایی هشت سال گذشته به بهایی سنگین، آن را به اثبات رساند) که فراوان بودن پول در دسترس، نه به معنای بیشتر شدن امکانات موثر و نه به معنای افزایش کیفیت کارها است. دستگاه مدیریتی‌ای که می‌تواند پول بیشتری از محل بودجه‌ی عمومی بگیرد، گویا نوعی احساس مالکیت به آن پول دارد و در نتیجه به گونه‌ای دلبخواه آن را هزینه می‌کند. بودجه‌ی ملی باید بر پایه‌ی یک برنامه‌ی منسجم تقسیم شود، و آن هم برای کارهای پایه‌ای و همگانی (به قول معروف، برای بسترسازی) و نه مثلا برای تیم فرستادن به خارج، یا امتیاز دهی به حلقه‌ی دوستان، و یا انجام سفرهای خارجی پیاپی و کم دستاورد.

2- رییسی که با "از ما بهتران" رابطه دارد، معمولا بیشتر از آن که به درد پایین‌دستی‌ها بخورد، با بالایی‌ها نرد عشق می‌بازد و چوب لای چرخ هر کسی می‌گذارد که بخواهد در آن پایین زبان درازی کند یا خودی نشان دهد. رییس (مدیر) خوب کسی است که بتواند توان ذاتی و تنوع مجموعه‌ی زیر مدیریت خود را بشناسد و آن را به کار گیرد و ارتقا بخشد، نه کسی که بخواهد به صرف ارتباط با بالایی‌ها، صدقه‌ای یا لطفی به مجموعه‌ی خود هبه کند.

3- یک مدیر قوی با پیشینه‌ی دولتی، همیشه (دست‌کم در ایران) تا مغز استخوان دولتی خواهد ماند و تا جایی که ما در چند دهه‌ی گذشته دیده‌ایم، منش و روش غیردولتی (که ظاهرا باید شیوه‌ی فدراسیون‌ها باشد) نخواهدیافت. یعنی همیشه همان نگاه آقا بالاسرانه و تحکم‌آمیز را خواهد داشت که مغایر است با روح ورزش و به‌ویژه ناهمخوان است با روحیه‌ی کوه‌نوردان. از این گذشته، همان‌گونه که سازمان بازرسی کل کشور چند بار گفته، مدیران دولتی و بازنشستگان نمی‌توانند رییس فدراسیون شوند زیرا که در این صورت دو حقوق خواهند گرفت، و این مغایر است با قانون استخدام کشوری. البته گویا تبصره ای هم وجود دارد که در صورت تصویب هیات وزیران، بازنشسته‌ها می‌توانند رییس فدراسیون شوند، که به نظر من هیات وزیرانی که می‌خواهد میراث معیوب دریافتی را اصلاح کند، نباید چنین کند. رای دهندگان در مجمع عمومی فدراسیون هم نباید به چنین نامزدانی رای دهند، زیرا در کشوری با این همه بیکار، دو حقوق به یک نفر دادن چیزی نیست جز ظلم.

4- کوه‌نورد قوی بودن هم برای ریاست بر فدراسیون کوه‌نوردی، شرط ضروری نیست؛ کافی است که رییس، با حال و هوای کوه‌نوردی و کوهستان آشنا باشد، و شیوه‌اش شیوه‌ی جذب و حمایت کوه‌نوردان زبده و اعضای باشگاه‌ها و گروه‌ها باشد. در دوره‌های پیش دیده‌ایم که رییس کوه‌نورد و حلقه‌ی یارانش،  یک پای برنامه‌های بزرگ خارج از کشور و سفرهای خارجی و مسایل حاشیه‌ای این گونه سفرها... بوده‌اند. مدیر فدراسیون، مربی یا آموزگار کوه‌نوردی نیست که لازم باشد پیشینه‌ی کوه‌نوردی داشته باشد.

تصورش سخت است، اما من آرزو می‌کنم رییسی که پست خود را بر پایه‌ی اساسنامه‌ی پر ایراد کنونی به دست می‌آورد، آن قدر جسارت داشته باشد که اصلاح همین اساسنامه را با مشارکت موثر سازمان‌های مردمی کوه‌نوردی (و باشگاه‌های ورزشی دیگر) در دستور کار قرار دهد. پس، نباید به کسی هم رای داد که از حداکثر امکان محدودسازی انجمن‌ها و باشگاه‌ها و گروه‌های کوه‌نوردی که در اساسنامه وجود دارد، استفاده کرده است.

(عباس محمدی)

کوهستان، بستر حیات جامعه و امنیت غذا

11 آبان 1392

کوهستان، بستر حیات جامعه و امنیت غذا

چکیدۀ سخنرانی داریوش عبادی، مسئول کمیتۀ علمی انجمن دوستدران دماوندکوه با عنوان «کوهستان، بستر حیات جامعه و امنیت غذا» در مراسم یاد یاران جامعه کوهنوردی بابل، سوم آبان 1392، منطقه لاکو سیاه بیشه آمل

 

به نام خالق زیبایی ها

کوهستان ها نقش اساسی در تولید و حفاظت منابع آبی و خاکی داشته و با تولید اکسیژن بستر حیات جامعۀ بشری را فراهم می نماید.

کوهستان به عنوان پشتوانۀ کشاورزی بوده و نهایتا امنیت غذا و سلامت جامعه را تامین می نماید.

اما انسان ها با تولید چالش های اجتماعی و اقتصادی و همچنین با جنگل زدایی، توسعۀ ناموزون در قالب عمران مثل سدسازی، بهره برداری بی رویه و غلط از منابع آبی و خاکی، محیط زیست را برای کلیۀ گیاهان، جانوران و انسان ها دچار مشکل نموده اند.

از پیامدهای تاسف بار تخریب سرزمین، گرم شدن کرۀ زمین بوده که با ذوب شدن کوه های یخی و یخچال های طبیعی، زندگی 630 میلیون نفر انسان را در نواحی پست حاشیۀ دریاها و اقیانوس ها تهدید نموده است. پدیدۀ بیابان زایی و ایجاد دورۀ خشکی و خشکسالی ها، امنیت غذایی بشر را دچار آسیب جدی نموده است؛ به طوری که در طول 3 دهۀ گذشته قیمت جهانی غذا در بازار جهانی 2 برابر شده است و در حال حاضر حدود 854 میلیون نفر گرسنه در کرۀ زمین وجود دارد.

البته در چنین شرایطی سودانگری در بازار نامتعادل جهانی تجارت کثیف، احتکار، دلال بازی، تاثیر دوچندان بر فقر و گرسنگی جامعۀ بشری گذارده است.

امروزه بحران محیط زیست، بحران اول کرۀ زمین است. بحران فاصلۀ طبقاتی در جامعۀ بشری و بحران محیط زیست به موازات یکدیگر و مشترکا، فشار را بر طبقات پایین جامعه بیشتر نموده و افزایش گرسنگی و فقر در هر سال محصول این دو بحران هستند.

بیایید کوهستان ها را نجات دهیم؛ بیایید کوهستان ها که امنیت غذا و جامعه را تامین می کنند آن را حفظ و حراست کنیم، چون کوهستان ها ذخیره گاه حیاتی کره زمین هستند.

شاد باشید، بدرود

 

انتقاد انجمن‌ها به انتخابات فدراسیون کوهنوردی

انتقاد انجمن‌ها به انتخابات فدراسیون کوهنوردی
سه شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۴۰

به گزارش خبرنگار مهر، مسئولان انجمن‌های رشته‌های مختلف کوهنوردی و مدیران باشگاه‌های خصوصی ظهر امروز سه شنبه در نشستی خبری به بررسی مشکلات خود با فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی پرداختند و در خصوص کاندیداتوری محمود شعاعی سرپرست فدراسیون در انتخابات این فدراسیون با توجه به بازنشسته بودن وی انتقاداتی را مطرح کردند.

نشست درباره انتخابات فدراسیون کوهنوردی

سهند عقدایی، مربی کوهنوردی که سابقه هیمالیا نوردری را در کارنامه دارد در ابتدای این نشست عنوان کرد: روز 19 آذرماه قرار است انتخابات فدراسیون برگزار شود که 12 نفر برای ریاست آن ثبت نام کرده اند. در بین آنها محمود شعاعی سرپرست فدراسیون هم وجود دارد که بازنشسته است ولی وزیر ورزش به دنبال گرفتن مجوز حضور وی از هیات وزیران است که باعث می‌شود همه چیز تحت تاثیر قرار گرفته و حضور بقیه بی معنی تلقی شود. ما به دنبال انتقاد از نامزدی کسی نیستیم و فقط می خواهیم مسئولان حرف دل ما را هم بشوند.

وی همچنین گفت: تغییرات اگر در افکار باشد هم خوب است ولی ما دست کم این رویه را در فدراسیون ندیده‌ایم. فدراسیون در حد یک باشگاه کوچک و بسته عمل می‌کند و نه تنها از باشگاه‌ها حمایت نکرده که در پاره‌ای موارد آنها را مقابل خود دیده و با باشگاه‌ها عناد ورزیده است. آنها در روزهای اخیر خیلی سریع انتخابات چندین هیات را برگزار کردند و در آستانه انتخابات به هیات‌ها بودجه تزریق کرده اند در حالی که در دو سال گذشته خبری از پول نبوده است.

بهزاد ترکاشوند: حمایت نمی‌کنند
نماینده هیات مدیره باشگاه آرش در این نشست عنوان کرد: متولی‌گری در این فدراسیون در سال‌های گذشته دست به دست شده و افراد فقط جایگاه‌های خود را تغییر داده‌اند. از اوایل دهه 60 همین افراد در فدراسیون حضور دارند و فکر جدید ورود نکرده است. آنها اجازه حضور نماینده انجمن‌ها را در مجامع نمی‌دهند و مانع تراشی زیادی برای ما می‌کنند.

بهزاد ترکاشوند در بخش دیگری از حرف‌هایش گفت: بسیاری از گروههای غیر دولتی فعالیت‌های خوبی دارند در حالی که فدراسیون به خصوص در بحث امداد و نجات هیچ کاری جز انتشار بیانیه در ابتدای فصل سرما انجام نمی‌دهد. آنها در هنگام مشکلات خود را کنار می‌کشند و با باشگاه‌ها همکاری لازم را ندارند.

تعلیق دو انجمن
فاطمه زند حبیبی، مسئول انجمن کوهنوردان ایران در بخش دیگر این نشست به تعلیق دو انجمن در سال گذشته اشاره کرد و گفت: دو انجمن کوهنوردان و غارنوردان ایران به بهانه های واهی با تلاش فدراسیون کوهنوردی تعلیق شده بود که در وزارت کشور به ما گفته بودند شعاعی سرپرست فدراسیون شخصا به دنبال این بوده که تعلیق بشویم. متاسفانه کوهنوردان و قهرمانان از عضویت در انجمن‌ها می‌ترسند چرا که فدراسیون آنها را تعلیق می‌کند. آنها به این دلیل که سایت اینترنتی ما با فدراسیون تداخل ایجاد می‌کند ما را تعلیق کردند.

وی در خصوص مشکلاتی که بین فدراسیون با این انجمن‌ها وجود دارد توضیح داد: در این سال‌ها تلاش کردیم تا با فدراسیون ارتباط برقرار کنیم ولی آنها دور خود را حصار کشیده‌اند و تنها افراد خاص را به درون خود راه می‌دهند. در واقع نمی‌خواهند جامعه کوهنوردی را ببینند.

پروانه کاظمی: آنها مدام سنگ اندازی می کنند
نخستین زن ایرانی که برای اولین بار دو قله اورست و لوتسه را به طور پیاپی فتح کرده بود نیز در این نشست حضور داشت و در خصوص برخورد فدراسیون با قهرمانان گفت: آنها مدام سنگ اندازی می کنند. البته این موضوع جدیدی نیست و هنگامی که مهدی عمیدی به عنوان نخستین ایرانی که اورست و لوتسه را بدون اکسژن فتح کرد آن را مسکوت گذاشته بودند. من اولین زنی بودم که اورست را فتح کردم اما فقط در فرودگاه یک حلقه گل به گردنم انداختند و دیگر حتی درخواست من برای اسپانسر را هم نپذیرفتند.

پروانه کاظمی در این باره ادامه داد: من زندگی‌ام را می‌فروشم و به هیمالیا می‌روم ولی مرا تایید نمی‌کنند. سوال من این است که وقتی من که تنها زن فاتح اورست هستم را تایید نمی‌کنند بنابراین چه کسی را مورد تایید قرار می دهند؟ اورست و لوتسه حکم مدال طلا را دارد اما تنها دولت نپال برای من به خاطر صعود مدال داده است. برخی از اعضای تیمی که با آن به اورست رفته بودیم دارای کارت از فدراسیون هستند ولی من نمی‌توانم از امکانات فدراسیون استفاده کنم.

پرویز امرایی: بازنشسته ها دنبال ریاست هستند
مدیرعامل باشگاه دماوند که به عنوان قدیمی‌ترین باشگاه کوهنوردی ایران شناخته می‌شود یادآور شد: هر کسی در داخل کشور در خصوص کوهنوردی مربیگری می‌کند به نوعی با باشگاه دماوند در ارتباط بوده است ولی فدراسیون باشگاه را رقیب خود می‌داند و این دیدگاه را به  جامعه کوهنوردی دارد.

پرویز امرایی همچنین گفت: جامعه کوهنوردی به دنبال تغییر این تفکر است. ما تنها رشته‌ای هستیم که در آن رقابت وجود ندارد و در آن فروتنی وجود دارد ولی فدراسیون ما را رقیب خود می‌داند. در همین 12 نفری که کاندیدای ریاست فدراسیون شده‌اند افراد خوبی وجود دارند ولی همچنان به دنبال ریاست کسی هستند که بازنشسته است.

مجمع انتخاباتی فدراسیون کوهنوردی 19 آذرماه 92 برگزار خواهد شد

مجمع انتخاباتی فدراسیون کوهنوردی 19 آذرماه 92 برگزار خواهد شد

 

پنجشنبه ۰۷ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۱۹

به گزارش پایگاه خبری وزارت ورزش و جوانان، مجمع انتخاباتی فدراسیون کوهنوری سه شنبه 19 آذرماه برگزار خواهد شد.

مهدی هنرمند، کاوه کاشفی، جابر کوچکی نژاد ارم ساداتی، قدرت الله نیکخواه، رضا زارعی تودشکی، رضا بهادرانی، منصوره گرجی، همایون بختیاری، حسین رضایی، حمید مساعدیان، مهدی داور پور و محمود شعاعی برای احراز ریاست فدراسیون کوهنوردی ثبت نام کرده اند.

رفع تشنگي به قيمت رانش زمين-آب معدنی، بلایی دیگر برای کوه ها


                                           رفع تشنگي به قيمت رانش زمين

                                          آب معدنی، بلایی دیگر برای کوه ها

                                         
آب معدني «نستله» 15كيلومتر كانال به پهناي 5 متر و عمق 4 متر در كوه هاي «پلور» حفر كرده است

نويسنده: نگار حسيني

سال هاي زيادي از زماني که استفاده از آب معدني به شيوه امروز باب شد، نمي گذرد. تقريبا يک دهه است که جعبه هاي آب معدني برندهاي گوناگون در سبد خريد خانوارهاي ايراني جاي گرفته اند و البته از سال ها پيش از آن است که کوهستان هاي ايران به کارخانه هاي آب معدني و ملزومات آن عادت کرده اند. دست کم، توليد آب معدني در ايران، به اعتبار شرکت هايي که در ايران حضور دارند، به اوايل دهه 1350 بازمي گردد.
    يکي از مناطقي که به نظر مي رسد به تازگي در خطر تخريب بيشتر براي بهره برداري از آب معدني قرار گرفته، منطقه «پلور» واقع در استان مازندران است. محلي ها مي گويند به شدت نگران ازدست رفتن محيط زيست يگانه پلور بابت بهره برداري از آب معدني از چشمه اي در اين منطقه هستند. اين ماجرا از سال 88 آغاز شده است؛ زماني که يک کارخانه معروف توليد آب معدني، کار خود را براي بهره برداري از آب معدني در پلور آغاز کرد. به گواهي شاهدان محلي، اين پروژه تنها به لوله کشي و برداشت آب از چشمه و انتقال آن به کارخانه آب معدني محدود نشده و گستره تخريب از اين فراتر رفته است.
    
    نامه اي براي نجات پلور
    مدت هاست ساکنان منطقه و فعالان محيط زيست پلور درمورد مسايل و پيامدهاي زيست محيطي انتقال آب از چشمه به کارخانه آب معدني هشدار داده اند اما به نظر مي رسد طي چهارسال اخير، اين هشدارها نتيجه اي دربرنداشته است. ادامه عمليات که از لوله کشي براي انتقال آب از چشمه به کشيدن جاده در دامنه کوه هاي لاريجان رسيده و نااميدي از واکنش اداره هاي ........         

در ادامه مطلب بیشتر بخوانید.

ادامه نوشته

عکس برگزیده از نیشنال جگرافی

nashnal (30)

تغییر مسیر هراز

3 آذر 1392

تغییر مسیر هراز


به نام خدا

سرکار خانم دکتر معصومه ابتکار

ریاست محترم سازمان حفاظت محیط زیست کشور

با سلام

احتراما به استحضار می رساند، به قرار اطلاع وزارت نیرو قصد انتقال سر شاخۀ مسیر رودخانه هراز (منطقه اسک) به شهر پردیس تهران را در دست مطالعه و اقدام دارد.

به نظر می رسد مسئولین امر از سرنوشت رود کارون، زاینده رود، دریاچه ارومیه و ... درس لازم را نگرفته و این بار رودخانۀ هراز را مورد هدف قرار داده اند.

بی شک جنابعالی عواقب اجرای چنین پروژه ها را درک خواهید نمود و می دانید انجام چنین اقدامی اثرات سویی بر اکوسیستم رودخانه و زندگی مردم  داشته و در مسائل اقتصادی و اجتماعی منطقه تاثیر منفی می گذارد.

اگر چنان چه تا کنون هیچ گونه ارزیابی زیست محیطی از این پروژه توسط آن سازمان انجام نگرفته، خواهشمند است قبل از هر گونه اقدام تاسف بار و به منظور جلوگیری از اثرات فاجعه بار زیست محیطی و تبعات اجتماعی آن، به نحوۀ مقتضی به اطلاع متصدیان این پروژه و مسئولین محترم کشوری برسد.

رئیس هیات مدیره
دکتر علی اکبر حیدرزاده

رونوشت:

جناب آقای عزت الله یوسفیان، نماینده محترم مردم شریف آمل
فرماندار محترم شهرستان آمل
بخشدار محترم لاریجان



تمام حقوق سایت نزد وب سایت دماوندکوه محفوظ است .

قله ارفع کوه سواد کوه

                                  

قله ارفع كوه

موقعيت جغرافيائي : استان مازندران- کيلومتر 70 قائمشهر- منطقه سوادکوه- روستای ارفع ده قرار دارد.

وجه تسميه : نام قله ارپده يا آرپاده يا آرپا بوده است. آر به معنای بلند و پا به معنای حکومت. پ به معنای کنار يا پهلو. بعد از حمله اعراب به ايران چون در الفبای عربی پ نداريم نام کوه به ارفع برگشته است. امامزاده ای که در روستای ارفع ده است از نوادگان امام زين العابدين می باشد.

ارتفاع قله : ارتفاع قله 2735 متر و مسير تا قله و بعد از آن  شرقی- غربی است

توضيحات : کيلومتر 70 قائمشهر  بعد از رستوران چاپارخانه 10 متر جلوتر ، 7 کيلومتر جاده خاکی شما را به روستای ارفع ده می رساند. ارتفاع ارفه ده 1500 متر   می باشد. ارتفاع قله 2735 متر و مسير تا قله و بعد از آن  شرقی- غربی است. قله های اين منطقه:

1- نرو، 3600 متر فرم آلپی دارد و نزديک قله صخره ای است.جبهه شمالی آن  از سليمان دره صعود می شود.

2- قدمگاه، 3650 متر از گردنه گدوک صعود می شود.

3- خطير کوه می باشد.

ارفع کوه در دسترسترين قله اين منطقه است.

جبهه هاي صعود به قله ارفع كوه: اين قله 3  جبهه صعود دارد:

1-غربی از ارفه ده صعود می شود و کوتاهترين مسير است.

2-شمالی از دوآب صعود می شود و طولانی ترين مسير است.

3-جنوبی از ويسه سر صعود می شود و مسيرش 1 ساعت از غربی طولانی تر است.

ما جبهه غربی را صعود می کنيم و از جبهه شمالی فرود می آييم

بافت گياهي و حيواني : نوع مسير به صورت پاكوب جنگلي بوده و منطقه داراي خرس ، خوك و گرگ مي باشد . پوشش گياهي شامل گلابي وحشي (همرو) ،‌ازگيل وحشي ، گوجه وحشي ، خرمالوي وحشي ، وليك قرمز و سياه ، زرشك ، توت فرنگي وحشي ، و تمشك ، همچنين جنگلي متراكم و متنوع با درختهايي نظير سرخدار ، توسكا  و نوع كمياب درخت سردار يا راش ، زرشك ، افرا بر جذابيت هاي جنگلي  اين منطقه افزوده است . در ميان اين نوع از جنگل نيز دره هاي زيبا و در جبهه اي از آن چشمه سارهاي متعدد  خودنمايي مي كنند . اين منطقه به لحاظ قرار گرفتن در ارتفاعي خاص همواره در پوششي از مه قرار دارد

بهترين فصل صعود بهار و پاييز مي باشد

نكته مهم : در مسير صعود اگر آب به‌اندازه کافي بر نداشته باشيد، براي رسيدن به چشمه بايد مسيري با رفت و برگشت حدودا 1 ساعت را به مسير اضافه نماييد

تجهيزات موردنياز:  پانچو- گتر ، باتوم- GPS

محل هاي مناسب براي تهيه آب آشاميدني: چشمه ای واقع در دشتی که غرب قله است و تا قله 30 دقيقه زمان   می برد.

محل‌های مناسب برای کمپ‌زنی و شب‌مانی: دشت زير قله.ضمنا جان پناه روي قله با گنجايش 12 نفر.

مختصات جغرافيايي قله :    arfekooh" lat=35.9857319928, lon=52.9409678409

گرامیداشت گشایشگران مسیر ایران (فاتحان قله برودپیک) در آمل

                                 گرامیداشت گشایشگران مسیر ایران

                                             (فاتحان قله برودپیک)

                                                       در آمل

انجمن کوهنوردان ایران، دفترهای مازندران، به همراه هیات کوهنوردی و صعودهای ورزشی آمل قصد دارند در تاریخ 16 آبان در شهرستان آمل گرامیداشتی برای جانباختگان برودپیک، مجتبی جراحی، آیدین بزرگی و پویا کیوان، برگزار نمایند.

  

از همۀ عزیزانی که به این مناسبت برنامه ای را به اجرا گذاشتند درخواست می شود عکس های خود را به ایمیل زیر برای ما بفرستند تا از آن ها کلیپ تهیه شده و در روز گرامیداشت به نمایش گذاشته شود.

نشانی  دبیرخانه: مازندران، آمل، کد پستی 4615797765

تلفکس  01212150360

damavand.ngo@gmail.com